وقتی تو نیستی!!!
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:40
خیلی بی معرفتی -----------------------------------------
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:40
با سردرد شدیدی که داشتم توی تاریکی چشمامو بستم... لالایی هر شبو زمزمه می کردم و اشکهای داغم روی گونه هام سر میخورد... نفهمیدم کی خوابم برد که ........................................... یه حسی ... یه
گاهی چه بی حساب دل میبرند!!!!!
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:40
یک عده را باید نگه داشت؛ نباید رها کرد به امانِ خدا تا ببینی قسمتت هستند یا نه! وبلاگ گاهی کلمه قسمت، دست گذاشته زیرِ چانه اش که ببیند آدم چه میکند، تا کجا پیش میرود...سر به سرِ آدم میگذارددور میکندقایم میکند پش
کاش کنارم بودی!!!!!!!!
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:40
پدرم ﺳﻼﻡ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ؟ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﺧﺪﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ؟ هیچ میدانی بعد از تو فقیرترین آدم این این شهر من بودم؟ شب های تنهایم در نبودت سیاه و تار است... این روزها عجیب دلم هوای آغوشت را دارد...
سخنی از خود.....
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:40
همه آدما مث هم نیستن و قطعا طرفت صد در صد چیزی که میخوای نیستوالبته نمیتونی کسی رو پیدا کنی که کاملا چیزی باشه که میخوایباید کمی انتظاراتت رو تغییر بدیاگر دوسش داریمشکلاتشو کمتر ببین حتما طرفت ایرادا
مرا ببخش !!!!
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:40
میخوام ازت معذرت خواهی کنم... منو وبلاگ ببخش کلمه اگه ناراحتت کردم...منو وبلاگ ببخش کلمه اگه باهات همدردی کردم...منو وبلاگ ببخش کلمه اگه عاشقت شدم...منو وبلاگ ببخش کلمه اگه تو رو برای عشق برگزیدم... منو وبلاگ ببخش کلمه اگه تحمل دیدن ناراحتی هاتو ندارم...
شکایت نمی کنم! اما ...
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:40
من دلم همین حالا عشق میخواهد...اینکه یک نفر یک روزی می آید، دلم را آرام نمیکند،بغضم را تمام نمیکند،دستهایِ یخ زده را گرم نمیکند.عشق مهم است،حیاتی است،همان دلیلی است که صبحها چشم هایت را باز میکندو
تو که رفتی دلم ثانیه ای بند نشد!!!!
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:40
شاید روزی بی خبر دیگر پست نگذارم ... دلم می خواهد ترانه ی خداحافظی را بنویسم ... روی دیوار همین مجازی ولی ... واژه ها فرار می کنند دلم طاقت نمی آورد
ماندنی باش!!!!!!!!!!!!
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:40
شازده کوچولو گفت: بعضی کارا بعضی حرفا بدجور دل آدمو آشوب میکنه گل گفت مث چی؟ شازده کوچولو گفت: مث وقتی که میدونی دلم برات بیقراره و کاری نمیکنی …
بدون شرح ....
-
تاریخ: 1396/11/7 ساعت: 4:09
فرار نکن تو باید سختی ها را متحمل شویاین سختی ها صیقل توستمگر تو نمی خواهی اینه شویشفاف شوی ؟باید کسی تورا صیقل دهدتو را با ابریشم که صیقل نمی دهندتو را باید با جسمی سخت سنگ و سمبادهصیقل داد نگران نباش .نگو من چه کار کرده بودم که گرفتار این مشکلات شدم .؟دلت باید قرص باشد تو که سابقه رحمت خداوند را د...
کافیست کمی خسته شوی...
-
تاریخ: 1396/11/7 ساعت: 4:09
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم یک قطره آبم که در اندیشه دریا افتادم و باید بپذیرم که بمیرم یا چشم بپوش از من و از خویش برانم یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی ست من ساخته از خاک کویرم که بمیرم خاموش مکن آتش افروخته ام را بگذار بمیرم که ب...
قصۀ گیسویت!!!
-
تاریخ: 1396/11/7 ساعت: 4:09
ای نگاهت از شب ِ باغ ِ نظر ، شیرازتردیگران نازند و تو از نازنینان ، نازتر چنگ بردار و شب ما را چراغان کن که نیست چنگی از تو چنگ تر ، یا سازی از تو سازتر قصۀ گیسویت از امواج ِ تحریر ِ قمر هم بلند آوازه تر شد ، هم بلند آوازتر گشته ام دیوان حافظ را ولی بیتی نداشت چون دو ابروی تو از ایجاز ، با ایجازتر چ...
اندکی آرامش!!!
-
تاریخ: 1396/11/7 ساعت: 4:09
سینه ام یک دفتر تاخورده است واژه هایش تلخ و سرد و مرده است ، من نمیگویم ولی انصاف نیست دوریت گویی دلم را برده است ☆*¨`*☆تا توانی دفع غم از خاطر غمناک کندر جهان گریاندن آسان است اشگی پاک کن☆*¨`*☆u200e" دلگیـــر " نبــاش!دلـــت کــه " گیـــــر " بــاشـد؛رهـــا نمـی شــوی.....!یــادت بــاشد :"خــداونــ...
در دل و جان خانه کرده!!!
-
تاریخ: 1396/11/7 ساعت: 4:09
سینه ام یک دفتر تاخورده است واژه هایش تلخ و سرد و مرده است ، من نمیگویم ولی انصاف نیست دوریت گویی دلم را برده است ☆*¨`*☆تا توانی دفع غم از خاطر غمناک کندر جهان گریاندن آسان است اشگی پاک کن☆*¨`*☆u200e" دلگیـــر " نبــاش!دلـــت کــه " گیـــــر " بــاشـد؛رهـــا نمـی شــوی.....!یــادت بــاشد :"خــداونــ...
بعد از تو !!!!
-
تاریخ: 1396/11/7 ساعت: 4:09
من فکر می کنم در غیاب توهمه ی خانه های جهان خالیستهمه ی پنجره ها بسته استوقتی که تو نیستیمن همتنهاترین اتفاق بی دلیل زمین ام! علی_صالحی برچسبها: تنهایی یه حس خاصه
چطور حسودی نکنم؟!
-
تاریخ: 1396/11/7 ساعت: 4:09
طبیعت وجود تو اینقدر ستایش میکنهوقتی که یواشکی خواب به سراغ تو میادبرای داشتن چشمای تو خواهش میکنهاینهمه عاشق داری چطور حسودی نکنم...وقتی شب فقط میاد برای خوابیدن توخورشید از خواب پا میشه تنها واسه دیدن تووقتی که چشمه حریصه واسه لمس تن تویا که پیچک آرزوشه بشه پیراهن تواینهمه عاشق داری چطور حسودی نکن...
اشک های شبانه ...
-
تاریخ: 1396/11/7 ساعت: 4:09
خستگی ات را ... تاول زیر انگشتهای دستت را... سری دستهای زخمیت را... برایم سوغاتی آورده ای! می نشینی ... نفس تازه میکنی ... و می روی! و من ... چشم به راه تو ... به نیمکت بودن خود ادامه میدهم! می بینی !؟ همه چیز زوج و فرد شده! حتی تو! حتی من! زرد، آبی، قرمز، سفید، مشکی نمیدانم از کدام رز... برایت هدیه...
منو نفس هام!!!
-
تاریخ: 1396/11/4 ساعت: 1:40
وقتی لجبازیش شروع میشه و سر ناسازگاری برمی داره هر جا باشم فرقی نداره توی خیابون، کوچه، مهمونی، کار ... دیگه نمیخواد ادامه بده و STOP می کنه... منم که تسلیم تقدیر ... خودآگاهم سرفه های خشک شروع و مقاومت میکنه دو زانو به زمین میام و بین خودم و نفسام واسطه که یکی کوتاه بیاد ولی ... نه ریه هام کوتاه می...
اجازه هست کــــه اسم ترا صدا بزنم
-
تاریخ: 1396/11/4 ساعت: 1:40
اجازه هست کــــه اسم ترا صدا بزنم به عشق قبلی یک مرد پشت پا بزنم اجازه هست که عاشق شوم، که روحم را میان دست عرق کــــرده تـــــو تـــا بـــــزنم دوباره بچه شوم بی بهانه گریه کنم دوباره سنگ به جمــع پرنده ها بزنم دوباره کنج اتاقم نشسته شعر شوم و یا نه! یک تلفن به خـود شما بـــزنم نشسته ای و لباس عروس...
به خاطر آخرین شعر!!!
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 5:44
روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کردو مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت.روزی که کمترین سرودبوسه استو هر انسانبرای هر انسانبرادری استروزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندندقفلافسانه یی س