خرید بک لینک
جهنم کجاست واقعا .... جهنم جایی نیست که میریمجهنم اونجایی که هیچ کس حرف تورو نمیفهمهجهنم جایی که بین کلی آدم زندگی کنی ولی با یه نفرشونم نتونی درد و دل کنیجهنم همین جاستبین همین آدما که به راحتی قضاوتت می کننو حکم میدنجهنم یعنی تکرار تمام اشتباهات گذشته تاريخ : شنبه ششم بهمن ۱۴۰۳ | 9:16 | نویسنده : ره روی شب های تنهایی | .: Weblog Themes By VatanSkin :. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: پنجشنبه 13 آذر 1404 ساعت: 13:36

دست نوشته ای از یه دوست قدیمی... این روزها همه را از خودم دور کرده امو روی صفرترین نقطه زمان بودنم قدمهایی را که گاه به آهستگی و گاه با عجله دور می شوند رامی شمرمچه لذت خلسه آوریست این تنهایی مجوس که گاه حسرت فریادی را به دلم می اندازد که هیچ انعکاسی نداشته باشد حتی تصویر خود خود خودمواین فرار دهشتناک من است از تو در توترین لایه های نقابهایی که برای خودم ساخته امواقعن نمی دانم این رهایی من است از ازدحام دچارهایا آرامش پیش از یک سونامی هولناک که اینطور فریبنده روی بستر پیکرم پاهایش را دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: پنجشنبه 13 آذر 1404 ساعت: 13:36

همدیگر قضاوت نکنیم...

مردمانی که به دل بستن من ننگ زدند

بعد از این نام مرا هم نخواهند شنید



تاريخ : دوشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۳ | 13:58 | نویسنده : ره روی شب های تنهایی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: پنجشنبه 13 آذر 1404 ساعت: 13:36

جایی برای تسکین روح .... هیچ چیزی نمی تواند این درد را التیام ببخشددلتنگی، چیزی فراتر از درد است؛زخمی است که هیچ گاه بسته نمی شود،مثل خنجری که آرام آرام در قلب فرو می رود.شب ها به ستاره ها خیره می شوم،شاید تو را میانشان پیدا کنم،اما هر بار آسمان خالی تر از قلبم است.نبودنت مثل خفقان است، نفسم می گیرد،اما زندگی مجبورم می کند ادامه دهم،در حالی که روح من در همان جایی که تو رفتی،جا مانده است. تاريخ : چهارشنبه دهم بهمن ۱۴۰۳ | 9:9 | نویسنده : ره روی شب های تنهایی | .: Weblog Thادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: پنجشنبه 13 آذر 1404 ساعت: 13:36

مراقب اعتماد به هم باشیم .... گاهی اوقات یه نفر میشه تمام زندگیتتمام وجودتتمام لحظه هاتتمامی که با اون شروع میشی و با اون تموم میشیبه زور و اصرار وارد زندگیت میشه و میخواد ثابت کنه که مورد اعتمادکم کم برات میشه بتبتی که هر ثانیه باهاش نفس میکشیهمه وجودت و ذهنت پر میکنهولی وای به روزی که با کوچکترین واژه بت وجودت خرد میکنهاون وقت که سلول به سلون وجودت میشکنه و له میشهرنگ از زندگیت پر میکشهمردی ولی خبر نداریاز اون به بعد حتی خودتم دیگه باور نداریدیگه نه مبینی، نه میشنوی و نه احساسی دارینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: پنجشنبه 13 آذر 1404 ساعت: 13:36

از آدمای متظاهر فاصله بگیر ... بعضی از آدما در حد و اندازه رهگذر هم نیستندچه برسه به دوست، همکار، رفیق با معرفت و قابل اعتماد....از این آدما هر چه میتونی فاصله بگیر ... تاريخ : دوشنبه پانزدهم بهمن ۱۴۰۳ | 9:39 | نویسنده : ره روی شب های تنهایی | .: Weblog Themes By VatanSkin :. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: پنجشنبه 13 آذر 1404 ساعت: 13:36

بخوام از تو بگذرم .... در دل شب وقتی که فراموشی یک انتخاب می شود،نمی دانم با همه ی خاطراتی که هنوز در دل دارم چه کنم.گاهی باید از کسی گذشت که هیچ گاه از یاد نمی رود.فراموشی گاهی سخت ترین راه برای ادامه دادن است.فراموش کردن شاید راهی برای ادامه دادن باشد،اما با هر یاد، دل هم شکسته تر می شود.فراموش کردن کسی که هر لحظه اش در قلبت نقش بسته ، کار آسانی نیست.حتی اگر دیگر در کنارم نباشه، یادش همیشه با من است.گذشت زمان تنها ما را دلتنگ تر می کند،و فراموشی هیچ وقت معنایی ندارد... تاريخ : سادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: پنجشنبه 13 آذر 1404 ساعت: 13:36

نه از آشنایان وفا دیده ام .... نه از آشنایان وفا دیده امنه در باده نوشان صفا دیده امز نامردمی ها نرنجد دلمکه از چشم خود هم خطا دیده امبه خاکستر دل نگیرد شرارمن از برق چشمی بلا دیده اموفای تو را نازم ای اشک غمکه در دیده عمری تو را دیده امطبیبا مکن منعم از جام میکه درد درون را دوا دیده امحریم خدا شد چه شبها دلمکه خود را ز عالم جدا دیده اماز آن رو نریزد سرشکم ز چشمکه در قطره هایش خدا دیده امبرو صاف شو تا خدابین شویببین من خدا را کجا دیده ام تاريخ : سه شنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۳ | 13:5ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: پنجشنبه 13 آذر 1404 ساعت: 13:36

عشق صداقت میخواد.................. سلامدر این روزهای آخر سال که با درد جراحی سنگینی که داشتم ودرد تنهایی که باهاش عجین شده روزگار میگذرهدریغ از یک پیام از کسی که همیشه ادعا داشت کنارمه و هیچ وقت فراموشم نمیکنهبه قول خودش جلوی چشماش بودم حتی اگه دور چقدر زود همه چیز فراموش میشه و جمله هامون یادمون میره.....هیچ کس در مسیر عشق صادق نیست که اگه بود قطعا مثل تمام داستان های عاشقانه استوره میشدعشق فقط لاف زدن نیستچیزی که همه بهش عادت کردند و لق لقه زبانشان شده تاريخ : یکشنبه نوزدهم اسفنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: پنجشنبه 13 آذر 1404 ساعت: 13:36

ترس از .... ترس ... آری واژه ترس،این همان واژه ایست که ریشه اش را گم کرده است.آرزوهایم همه زیباست ... اما میترسمگاهی از نرسیدن به آن و گاهی از ...انتظار آدمی را میکشد، اما گاهی رسیدن به خواسته ها از آن مرگ، هم بدتر است.و این همان معنای ترس است.ترس ... آری ... همان واژه ای که دل را میلرزاند.زندگی با ترس چندان هم بد نیست. آدمی را ب فکر وامیدارد.و اما من ...خسته از افکار پریشان... خسته از آنچه ترس برایم ساخته.نمیدانم چه کنم؟؟؟ واقعا میگویم. این ترس از رسیدن به آرزویم مرا سخت عذاب میدهد. شادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: پنجشنبه 13 آذر 1404 ساعت: 13:36

چقدر دلم برای این فضا تنگ شد بود
روزمرگی دنیا هر چقدرم تور از خاطراتت دور کنه

ولی خاطرات زیبای تو بازم میان سراغت

خاطرات عشقی که هر چند دلتو شکست

ولی

بازم برات عزیز و دوست داشتنی...

کاش همه به عشقشون برسند

و

خاطرات قشنگشون تا آخر عمر باهاشون باشه

عشقم هر کجا هستی سلامت باشی عزیزدل

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1402 ساعت: 8:20

خاطره های سبز آخرین روزسورتمه های پر از گیلاساین دشت رویای توستاین دامان پرچین ِ خامه ایاین جشن عروسی توست!آیا که خورشید هموارهبر فراز آن کاج بلندتن طلایی اش رابا سخاوت به چشم های ما خواهد بخشید؟آن کس که لیوان ها را برق می انداختچشم هایش پر از ترک های نور بودو نگاهی ، لبخندی و قلب تو لرزید...آیا صدای آبشار روزسکوت ماه را نوازش خواهد دادآنچنان که دست های آن مرداندام عشق آگین تو را...؟ناهار حاضر استبنفشه ها پشت پنجره وگربه های خواب آلود ِ تابستانزیر پایه های میزتو آوازت را بریدی و لبانتبعد از یک هجای کوتاه بازماندندو پنجره ها از عطر او مرطوب شد...آیا...آیا باز هم بوی خوش می دهیوقتی که او از کار می آیدبا میوه و نان و خستگی؟آیا تو باز هم ترک های نور رادر چشمان روزنامه خوان او خواهی یافت؟گفتی ای کاش انتظار بمیردگفتم این محال استگفتم کاش دیگر منتظر کسی نمانیگفتی این محال است،محالدل می بازیم و بیش از آن عادت می کنیمبه صدایی به نگاهیبه وسعت خوبی ها به تمام بدی هاو هیچ یادمان نمی ماندکه بی انتظاری عاشق بمانیمهمه ی عمر عاشقانه منتظر می مانیم... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: جمعه 30 دی 1401 ساعت: 3:48

میدونی دیشب تا صبح فکر کردمدیدم حق با تواگه من عاشقتم که نبایدبه خاطر خودخواهی های خودم تورو از علاقه ها و چیزایی که دوست داری دور کنمباید با خودم کنار بیامباید به قلبم یاد بدم که دوسش داشته باش ولی حق نداری اذیتش کنیاون باید با هر کس و هر چیزی که خوشحالش می کنه باشهمنم برات موفقیت روزافزون آرزو کنم...به درک که قبلم مرد.بمیره...بلاخره یه روز باید بایسته دیگهچه بهتر که برای عشقش و برای شادی و خوشحالی اون بمیره...سلامم یادم رفت....برچسبها: سلام آخر , آغازی جدید ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: پنجشنبه 15 ارديبهشت 1401 ساعت: 13:47

شبی یاد دارم که چشمم نخفتشنیدم که پروانه با شمع گفتکه من عاشقم گر بسوزم رواستتو را گریه و سوز باری چراست؟بگفت ای هوادار مسکین منبرفت انگبین یار شیرین منچو شیرینی از من به در میرودچو فرهادم آتش به سر میرودهمی گفت و هر لحظه سیلاب دردفرو میدویدش به رخسار زردکه ای مدعی عشق کار تو نیستکه نه صبر داری نه یارای ایستتو بگریزی از پیش یک شعله خاممن استادهام تا بسوزم تمامتو را آتش عشق اگر پر بسوختمرا بین که از پای تا سر بسوختهمه شب در این گفت و گو بود شمعبه دیدار او وقت اصحاب، جمعنرفته ز شب همچنان بهرهایکه ناگه بکشتش پریچهرهایهمی گفت و میرفت دودش به سرکه این است پایان عشق، ای پسراگر عاشقی خواهی آموختنبه کشتن فرج یابی از سوختنمکن گریه بر گور مقتول دوستبرو خرمی کن که مقبول اوستاگر عاشقی سر مشوی از مرضچو سعدی فرو شوی دست از غرضفدایی ندارد ز مقصود چنگو گر بر سرش تیر بارند و سنگبه دریا مرو گفتمت زینهاروگر میروی تن به طوفان سپار                                                     بوستان سعدیبرچسبها: تمام , ناتمام من ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: پنجشنبه 15 ارديبهشت 1401 ساعت: 13:47

تو نوری شدی که چشمای کم سوی منو روشن کردمهم نیست که به کجا نگاه می کنیمن همیشه چشمم به توبهت که نزدیک میشم قلبم توو سینه می طپهاما اگه ازت دور شم دیگه دلیلی برای طپش ندارههیچ وقت ازم دور نشوچون بدون تو میمیرمدلیل زندگیمممنونم همراه زندگیمبرچسبها: آرامش هم باشیم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: پنجشنبه 15 ارديبهشت 1401 ساعت: 13:47

صفحه بندی