
دست نوشته ای از یه دوست قدیمی... این روزها همه را از خودم دور کرده امو روی صفرترین نقطه زمان بودنم قدمهایی را که گاه به آهستگی و گاه با عجله دور می شوند رامی شمرمچه لذت خلسه آوریست این تنهایی مجوس که گاه حسرت فریادی را به دلم می اندازد که هیچ انعکاسی نداشته باشد حتی تصویر خود خود خودمواین فرار دهشتناک من است از تو در توترین لایه های نقابهایی که برای خودم ساخته امواقعن نمی دانم این رهایی من است از ازدحام دچارهایا آرامش پیش از یک سونامی هولناک که اینطور فریبنده روی بستر پیکرم پاهایش را د...
ادامه مطلب
از آدمای متظاهر فاصله بگیر ... بعضی از آدما در حد و اندازه رهگذر هم نیستندچه برسه به دوست، همکار، رفیق با معرفت و قابل اعتماد....از این آدما هر چه میتونی فاصله بگیر ... تاريخ : دوشنبه پانزدهم بهمن ۱۴۰۳ | 9:39 | نویسنده : ره روی شب های تنهایی | .: Weblog Themes By VatanSkin :. ...
ادامه مطلب
بخوام از تو بگذرم .... در دل شب وقتی که فراموشی یک انتخاب می شود،نمی دانم با همه ی خاطراتی که هنوز در دل دارم چه کنم.گاهی باید از کسی گذشت که هیچ گاه از یاد نمی رود.فراموشی گاهی سخت ترین راه برای ادامه دادن است.فراموش کردن شاید راهی برای ادامه دادن باشد،اما با هر یاد، دل هم شکسته تر می شود.فراموش کردن کسی که هر لحظه اش در قلبت نقش بسته ، کار آسانی نیست.حتی اگر دیگر در کنارم نباشه، یادش همیشه با من است.گذشت زمان تنها ما را دلتنگ تر می کند،و فراموشی هیچ وقت معنایی ندارد... تاريخ : س...
ادامه مطلب
نه از آشنایان وفا دیده ام .... نه از آشنایان وفا دیده امنه در باده نوشان صفا دیده امز نامردمی ها نرنجد دلمکه از چشم خود هم خطا دیده امبه خاکستر دل نگیرد شرارمن از برق چشمی بلا دیده اموفای تو را نازم ای اشک غمکه در دیده عمری تو را دیده امطبیبا مکن منعم از جام میکه درد درون را دوا دیده امحریم خدا شد چه شبها دلمکه خود را ز عالم جدا دیده اماز آن رو نریزد سرشکم ز چشمکه در قطره هایش خدا دیده امبرو صاف شو تا خدابین شویببین من خدا را کجا دیده ام تاريخ : سه شنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۳ | 13:5...
ادامه مطلب
ترس از .... ترس ... آری واژه ترس،این همان واژه ایست که ریشه اش را گم کرده است.آرزوهایم همه زیباست ... اما میترسمگاهی از نرسیدن به آن و گاهی از ...انتظار آدمی را میکشد، اما گاهی رسیدن به خواسته ها از آن مرگ، هم بدتر است.و این همان معنای ترس است.ترس ... آری ... همان واژه ای که دل را میلرزاند.زندگی با ترس چندان هم بد نیست. آدمی را ب فکر وامیدارد.و اما من ...خسته از افکار پریشان... خسته از آنچه ترس برایم ساخته.نمیدانم چه کنم؟؟؟ واقعا میگویم. این ترس از رسیدن به آرزویم مرا سخت عذاب میدهد. ش...
ادامه مطلب
''می بخشم''...''کسانی'' را ک هر چ ''خواستند''...با ''من''... با ''دلم''... با ''احساسم'' کردند...و ''مرا'' در ''دوردست'' خودم ''تنها'' گذاردند...و ''من'' ''امروز'' ب ''پایان'' خودم ''نزدیکم''...''پروردگارا''... ب ''من'' ''بیاموز''...در این ''فرصت'' ''حیاتم'' ''آهی'' نکشم...برای ''کسانی'' ک... ''دلم'' را... ''شکستند''......
ادامه مطلب
با نگاهی که خالی ازعشق است، از نجابت فرار می کردیبا همان موی لخت خرمایی کافه را بی قرار می کردیلحظه از انتظار سر می رفت، صندلی ها مچاله می ماندندطعنه هایت عمیق تر می شد، قهوه را زهر مار می کردیطاق ک...
ادامه مطلب
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم استدنیا برای از تو نوشتن مرا کم است!اکسیر من! نه این که مرا شعرِ تازه نیستمن از تو می نویسم و این کیمیا کم استسرشارم از خیال ولی این کفاف نیستدر شعرِ من حقیقت یک ماجرا کم...
ادامه مطلب
سرشو بلند كرد و تو چشمهام خيره شد يهو ازم پرسيد:هنوزم چاييتو با دو تا قند ميخوري؟هنوزم قهوه دوست نداري؟با پرسيدن اين سوال چشم هاش برق زد،يه نگاهي به بيرون و رفت و امد ماشين ها انداختو دوباره پرسيد:هنو...
ادامه مطلب
می ترسم سالها بعد منتظر مردی باشم،که از روی عادت برایش می سوزم ومی سازم!اما صدای زنگ در که می آید دلم نمی لرزدبخندم اما دلم یخ زده باشد...و کنار تو زنی باشد که با عشق برایت شال می بافد،و چای قند پهلو ...
ادامه مطلب
امشب دلم با نبودت کنار نیامدبهانه ی تو را داردخودت که نمیخوانی و قصد آمدنی هم که نداریلااقل بگذار من بیایم به خواب راحت و آرامی که بعد از رفتنت داری...بیایم که فقط تو را ببینم تا این دل کمی آرام بگیرد...
ادامه مطلب
دلواپسم که می شوی؛ تمام غصه هایم را فراموش می کنم .... نگران هیچ چیز نیستم؛ وقتی تو مراقب دنیای منی، تویی که قوی ترینی، تویی که منحصر به فردترین آدم روی این زمینی .... نگاه دنیا را می خواهم چه کار؟! ...
ادامه مطلب
همه آدما مث هم نیستن و قطعا طرفت صد در صد چیزی که میخوای نیستوالبته نمیتونی کسی رو پیدا کنی که کاملا چیزی باشه که میخوایباید کمی انتظاراتت رو تغییر بدیاگر دوسش داریمشکلاتشو کمتر ببین حتما طرفت ایرادا...
ادامه مطلب
من فکر می کنم در غیاب توهمه ی خانه های جهان خالیستهمه ی پنجره ها بسته استوقتی که تو نیستیمن همتنهاترین اتفاق بی دلیل زمین ام! علی_صالحی برچسبها: تنهایی یه حس خاصه ...
ادامه مطلب
اجازه هست کــــه اسم ترا صدا بزنم به عشق قبلی یک مرد پشت پا بزنم اجازه هست که عاشق شوم، که روحم را میان دست عرق کــــرده تـــــو تـــا بـــــزنم دوباره بچه شوم بی بهانه گریه کنم دوباره سنگ به جمــع پرنده ها بزنم دوباره کنج اتاقم نشسته شعر شوم و یا نه! یک تلفن به خـود شما بـــزنم نشسته ای و لباس عروسیت خیس است هنـوز منتظری تا کـــــه زنگ را بــــــــزنــــم برای تو که در آغاز زندگی هستی چگـونه حرف ز پایان ماجـرا بزنم؟! دوباره آمده ای تا که عاشقت باشم و من اجازه ندارم عزیز جـا بــــزنـــم! سید مهدی موسوی برچسبها: کاش میشد مرد بدون اینکه مادر بفهمد...
ادامه مطلب
سکوت، صحبت پایانی تو با من بود صدای قلب من اما پر از شکستن بود شکست شیشه و خون جار زد که من هستم و قطره های نهانی چکید از دستم نه دست ماند و نه دل هر چه هست مرگ من است و آخرین نفسم با سقوط برگ من است سقوط پای دلم بود از سر بامم و ننگ عشق که مهری است خورده بر نامم به نام خالق این حال پر شکوه تلف به نام راه به نام قدم به نام هدف هدف همین بغل است این که مرگ در بستر و آتشم که نمانده است غیر خاکستر ص...
ادامه مطلب
آن هنگام که تاب زیستن در خلوت دل از کف می دهی ، زندگانی در لب هایت جاری میشود ... .و صدا ، موسیقی دلنوازیست که بدان اوقات گذرانید و دل خوش دارید .اما به ترنّم این گفتار ، نیمی از اندیشه تان معصومانه مقتول گردد ؛که تفکر ، شاهین ملکوت است و در قفس کلام ، بال های خود را شاید که بگشاید ،اما پرواز نتواند. آدم ها اصلا عجیب غریب نیستند..فقط گاهی عشقشان تمام می شود..مثلِ سویِ چشم هایشان، مثلِ شنواییشان...
ادامه مطلب
اى پناهگاهم در غم و اندوه،اى دادرسم در دشواریها،به تو پناه آوردم و از تو دادخواهى نمودم،و پناهu200fجوىu200f تو شدم،و به دیگرى پناه نمىu200fبرم،و گشایش در كارم را جز از تو نخواهم،پس به فریادم رس،و در كارم گشایش ده،اى كه عمل اندكu200f را مىu200fپذیرى،و از گناه بسیار در مىu200fگذرى،عبادت اندك را از من بپذیر،و گناه بسیار را از من درگذر،زیرا تو آمرزنده مهربانى.خدایا از تو ایمانى مىu200fخواهم كه دلم با آن همراه باشد،و باورى مىu200fجویم كه بدانم هرگز چیزى به من نمىu200fرسد،جز آنچه تو برایم نوشتىu200f مرا از زندگى به آنچه نصیبم فرمودى خشنود ساز،اى مهربانu200fترین مهربانان،اى توشهu200fام در...
ادامه مطلب
سکوت و خلوت بغض شبانه چه دلگیر است بی تو حجم خانه تو رفتی و دلی دارم که هر دم برای گـــریــــه می گیرد بهانه...
ادامه مطلب