ستایش باران

متن مرتبط با «به سلامتي کسي که» در سایت ستایش باران نوشته شده است

مراقب اعتماد به هم باشیم ....

  • نیلوبلاگ

    مراقب اعتماد به هم باشیم .... گاهی اوقات یه نفر میشه تمام زندگیتتمام وجودتتمام لحظه هاتتمامی که با اون شروع میشی و با اون تموم میشیبه زور و اصرار وارد زندگیت میشه و میخواد ثابت کنه که مورد اعتمادکم کم برات میشه بتبتی که هر ثانیه باهاش نفس میکشیهمه وجودت و ذهنت پر میکنهولی وای به روزی که با کوچکترین واژه بت وجودت خرد میکنهاون وقت که سلول به سلون وجودت میشکنه و له میشهرنگ از زندگیت پر میکشهمردی ولی خبر نداریاز اون به بعد حتی خودتم دیگه باور نداریدیگه نه مبینی، نه میشنوی و نه احساسی دارین...

    ادامه مطلب
  • شبی یاد دارم که چشمم نخفت

  • نیلوبلاگ

    شبی یاد دارم که چشمم نخفتشنیدم که پروانه با شمع گفتکه من عاشقم گر بسوزم رواستتو را گریه و سوز باری چراست؟بگفت ای هوادار مسکین منبرفت انگبین یار شیرین منچو شیرینی از من به در میرودچو فرهادم آتش به سر میرودهمی گفت و هر لحظه سیلاب دردفرو میدویدش به رخسار زردکه ای مدعی عشق کار تو نیستکه نه صبر داری نه یارای ایستتو بگریزی از پیش یک شعله خاممن استادهام تا بسوزم تمامتو را آتش عشق اگر پر بسوختمرا بین که از پای تا سر بسوختهمه شب در این گفت و گو بود شمعبه دیدار او وقت اصحاب، جمعنرفته ز شب همچنان بهرهایکه ناگه بکشتش پریچهرهایهمی گفت و میرفت دودش به سرکه این است پایان عشق، ای پسراگر عاشقی خواهی آموختنبه کشتن فرج یابی از سوختنمکن گریه بر گور مقتول دوستبرو خرمی کن که مقبول اوستاگر عاشقی سر مشوی از مرضچو س...

    ادامه مطلب
  • دل به عشقش مبتلا شد ..............

  • نیلوبلاگ

    تمام دلیل خوشبختی و انگیزه ادامه زندگیم شده بودرویای حال و آینده ای که با هر قدم برایم ساخت و پا به پایش رفتم ...نخواست که دلیل این خوشبختی بماند...شاید جای دیگر دلیل بهتری میتوانست پیدا کند...رفت ....................................و من ماندم میانه راهی که نه توان برگشت داشتم و نه پای رفتن ...روزگار است دیگر چه میشود کرد ؟؟؟؟؟!!!!برچسبها: روزهای بدون تو بخوانید...

    ادامه مطلب
  • حرفهای که ارسال نشد ...

  • نیلوبلاگ

    بمان، بمانبه خدایی که می پرستی بماندستهای سرد یخ زده ام را نمی بینیفقط برای یک لحظه...نه، نه، کوتاهتر بمان...هر قدم که دور می شوی این دیوارهای سنگی لعنتی استخوان هایم را بیشتر می فشارند.اندوه هایم درد...

    ادامه مطلب
  • حرف هایی که ارسال نشد........

  • نیلوبلاگ

    شروع از پایان...قدم به قدم از خیابان های بدون تو می گذرم، دلم آشوب است و هوایم، هوای رقتن، پاهایم ولی میخ شده بر سنگ سخت و اشک هایم روان شده بر گونه های سرخم، اکنون اینجا ایستاده ام، در نقطه ای دور از...

    ادامه مطلب
  • حرف هایی که ارسال نشد...

  • نیلوبلاگ

    به دلبر دیوانه بگویید بیاید، دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید...دلم سخت درگیرته...عشق تو فقط عشق نبود،عشق تو قوت، امنیت، دلگرمی و مکانی امن برای دوست داشتن خودم و رشد کردنم بود، عشق تو خاصهدیوونه ی من ...

    ادامه مطلب
  • حرف هایی که هیچ وقت ارسال نشد....

  • نیلوبلاگ

    بیا برگردیم به نقطه صفر...انگار برگشتم به همان روزها...نه خسته ام، نه تنها، نه این همه زخم...زخم!!!!!!!!!!!!زخم دل !!!!!!!!زخم روح !!!!چه کشید این دل بیچاره .....به قول شاعر:تموم زندگیمو به چشمای تو د...

    ادامه مطلب
  • درد نوشته های آخر که هیچ وقتارسال نشد...

  • نیلوبلاگ

    دلهایی که به هم انس میگیرند دو لحظه را هرگز فراموش نمی کنندلحظه اول که با هم آشنا می شوندو لحظه دوم زمانی است که دست سرد سرنوشت باعث جدایی آنها می شوداما بدان که تو در این جدایی سهیم نبودی... من لیاقت...

    ادامه مطلب
  • اردیبهشت بوی زندگی میدهد ....

  • نیلوبلاگ

    اردیبهشت حال و هوایش فرق میکنداز عاشقی کردن های زمین و آسمان و بوی خاک باران خورده گرفتهتا نسترن های عاشق و دلداده و هم آغوشی برگهای درختان اردیبهشت بوی زندگی میدهد درست عین تو...

    ادامه مطلب
  • رفتی، گمان مبر که دلم تنگ میشود

  • نیلوبلاگ

    داری میری از خونه ی آرزو، جدا میشم از تو چه آواره وار،کنارت نمیزارم از زندگیمبرو زندگی کن بزارم کنار، پی آرزو های بعد از منی، منم غصه هامو به دوش میکشمبتونم از عشقت بمیرم ولی نمیتونم عشق یکی دیگه شم...

    ادامه مطلب
  • به تو مدیونم ....

  • نیلوبلاگ

    واسه این که از تو دورم ، به تو مدیونمواسه کشتن غرورم ، به تو مدیونمتو که حرمتو شکستی ، پای عهدت ننشستیگرچه بازم تو نیازم ، لحظه هامو بد می بازم ، به تو مدیونمواسه ی چشای خیسم ، به تو مدیونماین که از غ...

    ادامه مطلب
  • قصه ی اشکهایم برای تو....

  • نیلوبلاگ

    دلم عشق مى خواهد... از اون عشق هاى اساطيرى!... از اونهايى كه صبح رو عاشقانه با يار شروع كنى... چشم باز كنى و لبخند يار رو ببينى... خودت رو لوس كنى و مثل گربه در آغوشش غلت بخورى و او هم با چشمهاى ...

    ادامه مطلب
  • و ننگ عشق که مهریست خورده بر نامم...

  • نیلوبلاگ

    عشق دوست داشتنی ام!این زمستان، این سوزِ دلچسب و این هوای نوبرانه تنها کنار تو با یک فنجان چای گرم میچسبد!که بنشینیم کنار شومینه...و از پشت پنجره هوای زمستان را تماشا کنیم...تو برایم مولانا بخوانی"ای ک...

    ادامه مطلب
  • مرگ بر من که میروم از یاد !!!!!!!!!!!!

  • نیلوبلاگ

    دلواپسم که می شوی؛ تمام غصه هایم را فراموش می کنم .... نگران هیچ چیز نیستم؛ وقتی تو مراقب دنیای منی، تویی که قوی ترینی، تویی که منحصر به فردترین آدم روی این زمینی .... نگاه دنیا را می خواهم چه کار؟! ...

    ادامه مطلب
  • به من حق بده !!!!!!!!!!!!!!!

  • نیلوبلاگ

    خدایاچشمانم را می گشایم، دیواری است به بلندای ناامیدی ...در خود می پیچم و بغض می کنم.چون درختی شده ام که تبر بر شاخسارش فرو می آورند و نفس در ریشه هایش تنگ می شود ...خدایادر این دیوار پی روزنم که خو...

    ادامه مطلب
  • تو که رفتی دلم ثانیه ای بند نشد!!!!

  • نیلوبلاگ

    شاید روزی بی خبر دیگر پست نگذارم ... دلم می خواهد ترانه ی خداحافظی را بنویسم ... روی دیوار همین مجازی ولی ... واژه ها فرار می کنند دلم طاقت نمی آورد ...

    ادامه مطلب
  • به خاطر آخرین شعر!!!

  • نیلوبلاگ

    روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کردو مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت.روزی که کمترین سرودبوسه استو هر انسان...

    ادامه مطلب
  • تو را به خاطر خاطره ها دوست مي دارم!!!

  • نیلوبلاگ

    تو را به جاي همه کساني که نشناخته ام دوست مي دارم   تو را به خاطر عطر نان گرم براي برفي که آب مي شود دوست مي دارم تو را براي دو...

    ادامه مطلب
  • تنها که شوی قدر دیوار را می دانی !!!

  • نیلوبلاگ

    گاهی چه بی خیال دلت را می شکنند بی آن که بدانند حرف هایی می زنند که تو  را ناراحت می کند شاید بی آن که دلشان خواسته ب&...

    ادامه مطلب
  • زندگی یک چمدان است که می آوریش

  • نیلوبلاگ

    زندگی یک چمدان است که می آوریشبار و بندیل سبک می کنی و می بریشخودکشی،مرگ قشنگی که به آن دل بستمدسته کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرمبه سَرم می زند این مرتبه حتما بپرمگاه و بیگاه شقیقه ست و تفنگی که منمقرص ماهی که تو باشی و پلنگی که منم چمدان دست تو و ترس به چشمان من استاین غم انگیزترین حالت غمگین شدن استقبل رفتن دو سه خط فحش بده،داد بکشهی تکانم بده،نفرین کن و فریاد بکش قبل رفتن بگذار از تهِ دل آه شومطوری از ریشه بکش ارّه که کوتاه شوممثل سیگار،خطرناک ترین دودم باششعله آغوش کنم حضرت نمرودم باش مثل سیگار بگیرانم و خاکستر کن...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    زندگی یک چمدان است که می آوریش | زندگی یک چمدان است که می آوریش امیر عظیمی | زندگی یک چمدان است که می آوریش دانلود | آهنگ زندگی یک چمدان است که می آوریش | شعر زندگی یک چمدان است که می آوریش | دکلمه زندگی یک چمدان است که می آوریش | متن زندگی یک چمدان است که می آوریش | دانلود آهنگ زندگی یک چمدان است که می آوریش | زندگی یک چمدانی است که می آوریش |