ستایش باران

متن مرتبط با «زندگی یک چمدان است که می آوریش» در سایت ستایش باران نوشته شده است

جهنم کجاست واقعا ....

  • نیلوبلاگ

    جهنم کجاست واقعا .... جهنم جایی نیست که میریمجهنم اونجایی که هیچ کس حرف تورو نمیفهمهجهنم جایی که بین کلی آدم زندگی کنی ولی با یه نفرشونم نتونی درد و دل کنیجهنم همین جاستبین همین آدما که به راحتی قضاوتت می کننو حکم میدنجهنم یعنی تکرار تمام اشتباهات گذشته تاريخ : شنبه ششم بهمن ۱۴۰۳ | 9:16 | نویسنده : ره روی شب های تنهایی | .: Weblog Themes By VatanSkin :. ...

    ادامه مطلب
  • دست نوشته ای از یه دوست قدیمی...

  • نیلوبلاگ

    دست نوشته ای از یه دوست قدیمی... این روزها همه را از خودم دور کرده امو روی صفرترین نقطه زمان بودنم قدمهایی را که گاه به آهستگی و گاه با عجله دور می شوند رامی شمرمچه لذت خلسه آوریست این تنهایی مجوس که گاه حسرت فریادی را به دلم می اندازد که هیچ انعکاسی نداشته باشد حتی تصویر خود خود خودمواین فرار دهشتناک من است از تو در توترین لایه های نقابهایی که برای خودم ساخته امواقعن نمی دانم این رهایی من است از ازدحام دچارهایا آرامش پیش از یک سونامی هولناک که اینطور فریبنده روی بستر پیکرم پاهایش را د...

    ادامه مطلب
  • عشق صداقت میخواد..................

  • نیلوبلاگ

    عشق صداقت میخواد.................. سلامدر این روزهای آخر سال که با درد جراحی سنگینی که داشتم ودرد تنهایی که باهاش عجین شده روزگار میگذرهدریغ از یک پیام از کسی که همیشه ادعا داشت کنارمه و هیچ وقت فراموشم نمیکنهبه قول خودش جلوی چشماش بودم حتی اگه دور چقدر زود همه چیز فراموش میشه و جمله هامون یادمون میره.....هیچ کس در مسیر عشق صادق نیست که اگه بود قطعا مثل تمام داستان های عاشقانه استوره میشدعشق فقط لاف زدن نیستچیزی که همه بهش عادت کردند و لق لقه زبانشان شده تاريخ : یکشنبه نوزدهم اسفن...

    ادامه مطلب
  • خاطرات برمیگردند....

  • نیلوبلاگ

    چقدر دلم برای این فضا تنگ شد بودروزمرگی دنیا هر چقدرم تور از خاطراتت دور کنهولی خاطرات زیبای تو بازم میان سراغتخاطرات عشقی که هر چند دلتو شکستولیبازم برات عزیز و دوست داشتنی...کاش همه به عشقشون برسندوخاطرات قشنگشون تا آخر عمر باهاشون باشه عشقم هر کجا هستی سلامت باشی عزیزدل بخوانید...

    ادامه مطلب
  • شبی یاد دارم که چشمم نخفت

  • نیلوبلاگ

    شبی یاد دارم که چشمم نخفتشنیدم که پروانه با شمع گفتکه من عاشقم گر بسوزم رواستتو را گریه و سوز باری چراست؟بگفت ای هوادار مسکین منبرفت انگبین یار شیرین منچو شیرینی از من به در میرودچو فرهادم آتش به سر میرودهمی گفت و هر لحظه سیلاب دردفرو میدویدش به رخسار زردکه ای مدعی عشق کار تو نیستکه نه صبر داری نه یارای ایستتو بگریزی از پیش یک شعله خاممن استادهام تا بسوزم تمامتو را آتش عشق اگر پر بسوختمرا بین که از پای تا سر بسوختهمه شب در این گفت و گو بود شمعبه دیدار او وقت اصحاب، جمعنرفته ز شب همچنان بهرهایکه ناگه بکشتش پریچهرهایهمی گفت و میرفت دودش به سرکه این است پایان عشق، ای پسراگر عاشقی خواهی آموختنبه کشتن فرج یابی از سوختنمکن گریه بر گور مقتول دوستبرو خرمی کن که مقبول اوستاگر عاشقی سر مشوی از مرضچو س...

    ادامه مطلب
  • عاشقتم همراه زندگیم ....

  • نیلوبلاگ

    تو نوری شدی که چشمای کم سوی منو روشن کردمهم نیست که به کجا نگاه می کنیمن همیشه چشمم به توبهت که نزدیک میشم قلبم توو سینه می طپهاما اگه ازت دور شم دیگه دلیلی برای طپش ندارههیچ وقت ازم دور نشوچون بدون تو میمیرمدلیل زندگیمممنونم همراه زندگیمبرچسبها: آرامش هم باشیم بخوانید...

    ادامه مطلب
  • آیا میشه عشق برگرد ....

  • نیلوبلاگ

    زندگی بهم یه فرصت دیگه دادیه فرصت برای زندگی کردنیعنی خودمون خواستیم این فرصت و تجربه کنیمولی هیچ کدوممون آدمای قبل نبودیمآدمایی که چند سال پیش برای بودن کنار هم لحظه شماری می کردیمحتی آدمای چند ماه پیشم نبودیمبا ترس از دست دادن تمام احساساتمون فرومیخوردیمبه خودمون حق اظهار نظر نمیدادیماحساساتمون پشت یه لبخند قایم می کردیمو همه لحظه هامون با یه نقاب اشک و غصه هامونو قورت میدادیمنمیدونم هر دو اینجوری بودیم یا نه!!!برای من که اینجوری بوددیگه گله نمیکردماگه با حرفی، چیزی مخالف بودم سکوت می کردمدیگه توقع ای هم نداشتمفقط کنار هم بودیمفقط کنار هم...نمیدونم شاید به قول خودش داشتم خودمو خسته میکردم!!!"عمر تموم میشه علاقه که جای خود"آیا همه چیز مثل قبل میشه؟؟؟یا بعضی آرزوها مثل یه خاطر برای همیشه توو...

    ادامه مطلب
  • او میکشد قلاب را ....................

  • نیلوبلاگ

    او میکشد قلاب رااو میکشد قلاب رااو میکشد قلاب راز اندازه بیرون تشنهام ساقی بیار آن آب رااول مرا سیراب کن، وآن گه بده اصحاب رامن نیز چشم از خواب خوش بر مینکردم پیش از اینروز فراقِ دوستان، شبخوش بگفت...

    ادامه مطلب
  • حرفهای که ارسال نشد ...

  • نیلوبلاگ

    بمان، بمانبه خدایی که می پرستی بماندستهای سرد یخ زده ام را نمی بینیفقط برای یک لحظه...نه، نه، کوتاهتر بمان...هر قدم که دور می شوی این دیوارهای سنگی لعنتی استخوان هایم را بیشتر می فشارند.اندوه هایم درد...

    ادامه مطلب
  • حرف هایی که ارسال نشد........

  • نیلوبلاگ

    شروع از پایان...قدم به قدم از خیابان های بدون تو می گذرم، دلم آشوب است و هوایم، هوای رقتن، پاهایم ولی میخ شده بر سنگ سخت و اشک هایم روان شده بر گونه های سرخم، اکنون اینجا ایستاده ام، در نقطه ای دور از...

    ادامه مطلب
  • حرف هایی که ارسال نشد...

  • نیلوبلاگ

    به دلبر دیوانه بگویید بیاید، دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید...دلم سخت درگیرته...عشق تو فقط عشق نبود،عشق تو قوت، امنیت، دلگرمی و مکانی امن برای دوست داشتن خودم و رشد کردنم بود، عشق تو خاصهدیوونه ی من ...

    ادامه مطلب
  • حرف هایی که هیچ وقت ارسال نشد....

  • نیلوبلاگ

    بیا برگردیم به نقطه صفر...انگار برگشتم به همان روزها...نه خسته ام، نه تنها، نه این همه زخم...زخم!!!!!!!!!!!!زخم دل !!!!!!!!زخم روح !!!!چه کشید این دل بیچاره .....به قول شاعر:تموم زندگیمو به چشمای تو د...

    ادامه مطلب
  • درد نوشته های آخر که هیچ وقتارسال نشد...

  • نیلوبلاگ

    دلهایی که به هم انس میگیرند دو لحظه را هرگز فراموش نمی کنندلحظه اول که با هم آشنا می شوندو لحظه دوم زمانی است که دست سرد سرنوشت باعث جدایی آنها می شوداما بدان که تو در این جدایی سهیم نبودی... من لیاقت...

    ادامه مطلب
  • خواستی بمبرم، مردم در نگاهت...

  • نیلوبلاگ

    قصدِ رفتن كردى...؟قبول!ميخواهى نباشى...؟قبول!چمدانت را بردار و پُر كن...من هم كمكت ميكنم؛پر كن از خاطراتمان،از دوست داشتنم،از تمامِ حواسم كه جمعِ حواس پرتى هاىِ شيرينَت بود!از روزهايى كه وجودم را لازم...

    ادامه مطلب
  • ازت گذشتم ولی نمی بخشمت

  • نیلوبلاگ

    ''می بخشم''...''کسانی'' را ک هر چ ''خواستند''...با ''من''... با ''دلم''... با ''احساسم'' کردند...و ''مرا'' در ''دوردست'' خودم ''تنها'' گذاردند...و ''من'' ''امروز'' ب ''پایان'' خودم ''نزدیکم''...''پروردگارا''... ب ''من'' ''بیاموز''...در این ''فرصت'' ''حیاتم'' ''آهی'' نکشم...برای ''کسانی'' ک... ''دلم'' را... ''شکستند''......

    ادامه مطلب
  • اردیبهشت بوی زندگی میدهد ....

  • نیلوبلاگ

    اردیبهشت حال و هوایش فرق میکنداز عاشقی کردن های زمین و آسمان و بوی خاک باران خورده گرفتهتا نسترن های عاشق و دلداده و هم آغوشی برگهای درختان اردیبهشت بوی زندگی میدهد درست عین تو...

    ادامه مطلب
  • رفتی، گمان مبر که دلم تنگ میشود

  • نیلوبلاگ

    داری میری از خونه ی آرزو، جدا میشم از تو چه آواره وار،کنارت نمیزارم از زندگیمبرو زندگی کن بزارم کنار، پی آرزو های بعد از منی، منم غصه هامو به دوش میکشمبتونم از عشقت بمیرم ولی نمیتونم عشق یکی دیگه شم...

    ادامه مطلب
  • قصه ی اشکهایم برای تو....

  • نیلوبلاگ

    دلم عشق مى خواهد... از اون عشق هاى اساطيرى!... از اونهايى كه صبح رو عاشقانه با يار شروع كنى... چشم باز كنى و لبخند يار رو ببينى... خودت رو لوس كنى و مثل گربه در آغوشش غلت بخورى و او هم با چشمهاى ...

    ادامه مطلب
  • آدم ها فقط از دور نزدیکن!!!!!!!!!!!!!

  • نیلوبلاگ

    می ترسم سالها بعد منتظر مردی باشم،که از روی عادت برایش می سوزم ومی سازم!اما صدای زنگ در که می آید دلم نمی لرزدبخندم اما دلم یخ زده باشد...و کنار تو زنی باشد که با عشق برایت شال می بافد،و چای قند پهلو ...

    ادامه مطلب
  • و ننگ عشق که مهریست خورده بر نامم...

  • نیلوبلاگ

    عشق دوست داشتنی ام!این زمستان، این سوزِ دلچسب و این هوای نوبرانه تنها کنار تو با یک فنجان چای گرم میچسبد!که بنشینیم کنار شومینه...و از پشت پنجره هوای زمستان را تماشا کنیم...تو برایم مولانا بخوانی"ای ک...

    ادامه مطلب