
شب بخیر هایِ من ایهام دارد !
کنایه است ...
استعاره است ...
اصلا تمامِ آرایه های ادبیِ دنیاست ...
من می نویسم ؛
شب بخیر !
تو بفهم کم آورده ام ،
دلم برایت تنگ شده ، غرور دارم !!!
من می نویسم ؛ شب بخیر ،
تو اما بگو ؛ بمان ... !!
بگو ؛ با تو حرف دارم ...
اصلا خشن باش ،
سرزنشم کن ، بگو ؛
حق نداری بخوابی !
شب بخیر ،
حرفِ ساده ای نیست ،
یک تنه بارِ ناگفته هایِ زیادی را به دوش می کشد ...
ناگفته هایی ؛ که پشتِ دیوارِ غرور و انتظار ، قربانی شدند ...
شب بخیر ؛
آبرومندانه ترین حالتِ استیصال است ،
وقتی هم دلتنگی ،
هم مغرور ... !
برچسب:
نویسنده: کوروش مرادی