ستایش باران

متن مرتبط با «نوشته» در سایت ستایش باران نوشته شده است

دست نوشته ای از یه دوست قدیمی...

  • نیلوبلاگ

    دست نوشته ای از یه دوست قدیمی... این روزها همه را از خودم دور کرده امو روی صفرترین نقطه زمان بودنم قدمهایی را که گاه به آهستگی و گاه با عجله دور می شوند رامی شمرمچه لذت خلسه آوریست این تنهایی مجوس که گاه حسرت فریادی را به دلم می اندازد که هیچ انعکاسی نداشته باشد حتی تصویر خود خود خودمواین فرار دهشتناک من است از تو در توترین لایه های نقابهایی که برای خودم ساخته امواقعن نمی دانم این رهایی من است از ازدحام دچارهایا آرامش پیش از یک سونامی هولناک که اینطور فریبنده روی بستر پیکرم پاهایش را د...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته .......

  • نیلوبلاگ

    میدونی چی این ادما جالبه؟؟؟همه ی ما با خاطراتموم زندگی می کنیمتلخی و شیرینی زندگی یاد می کنیم ولی هیچ وقت تعهداتی که به هم داشتیم و یادمون نمیاد!!!!!قولهایی که به هم دادیم و همدیگر و امیدوار کردیم فراموش می کنیم!!!!!اون عهد و پیمانی که با هم بستیم و قول دادیم در هر زمانی کنار هم باشیم و یادمون میره....مشکل همه ی ما اینه که یاد نگرفتیم اگه نمیتونیم کنار کسی باشیم قول الکی ندیمیاد نگرفتیم حرفمون بزنیم و برای خودمون پیش داوری و قضاوت نکنیمیاد نگرفتیم سوال کنیم و مشکل و حل کنیمما فقط ترک کردن بلدیم و محکوم کردن طرف مقابلمونوبدون اینکه شرایط فرد مقابل در نظر بگیریم میریم و اونو با کلی سوال بی پاسخ و درد و رنجی که بهش میدیم تنها میزاریمو مدام از خاطرات گذشته میگیمغافل از اینکه روی تعهدات...

    ادامه مطلب
  • درد نوشته های آخر که هیچ وقتارسال نشد...

  • نیلوبلاگ

    دلهایی که به هم انس میگیرند دو لحظه را هرگز فراموش نمی کنندلحظه اول که با هم آشنا می شوندو لحظه دوم زمانی است که دست سرد سرنوشت باعث جدایی آنها می شوداما بدان که تو در این جدایی سهیم نبودی... من لیاقت...

    ادامه مطلب