
جایی برای تسکین روح .... هیچ چیزی نمی تواند این درد را التیام ببخشددلتنگی، چیزی فراتر از درد است؛زخمی است که هیچ گاه بسته نمی شود،مثل خنجری که آرام آرام در قلب فرو می رود.شب ها به ستاره ها خیره می شوم،شاید تو را میانشان پیدا کنم،اما هر بار آسمان خالی تر از قلبم است.نبودنت مثل خفقان است، نفسم می گیرد،اما زندگی مجبورم می کند ادامه دهم،در حالی که روح من در همان جایی که تو رفتی،جا مانده است. تاريخ : چهارشنبه دهم بهمن ۱۴۰۳ | 9:9 | نویسنده : ره روی شب های تنهایی | .: Weblog Th...
ادامه مطلب
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم استدنیا برای از تو نوشتن مرا کم است!اکسیر من! نه این که مرا شعرِ تازه نیستمن از تو می نویسم و این کیمیا کم استسرشارم از خیال ولی این کفاف نیستدر شعرِ من حقیقت یک ماجرا کم...
ادامه مطلب
دلم عشق مى خواهد... از اون عشق هاى اساطيرى!... از اونهايى كه صبح رو عاشقانه با يار شروع كنى... چشم باز كنى و لبخند يار رو ببينى... خودت رو لوس كنى و مثل گربه در آغوشش غلت بخورى و او هم با چشمهاى ...
ادامه مطلب
در این نوروز باستانی خیال آمدنت را به آغوش خسته می کشم . . . ...
ادامه مطلب